است (نسخه‌ٴ بادليان‌، كانن 334). يوسف در نورالعالم از ارزش فلك‌هاي تدوير و خروج از مركز در برابر فلك‌هاي متحدالمركز بحث مي‌كند؛ نظريه‌هاي نجومي را به‌طور اعم از نظريات بطروجي و ابن ميمون به‌طور اخص بررسي كرده است‌؛ از خود مي‌پرسد، آيا حركات دوراني مخالف را از لحاظ منطقي مي‌توان پذيرفت‌؛ و سرانجام نظام بطروجي را رد كرد.
ممكن است او همان يوسف بن ابراهيم نحمياس باشد، كه بخشي از شرح قانون ابن سينا تأليف سليمان بن يعيش را به خط عبري برگردانده است‌.

اسـحـاق بـن پُـلقَـر

اسحاق بن يوسف بن پُلقَر، فيلسوف يهودي اسپانيايي و مترجم عربي به عبري (برآمدنش‌1307 ـ 1330).
او در سال 1307 ترجمه‌ٴ مقاصد الفلاسفه‌ٴ غزالي را به انجام رساند كه اسحاق البلگ (سيزدهم‌ ـ 2)، آن‌را آغاز كرده بود. البلگ دو باب اول آن (منطق‌، مابعدالطبيعه‌) را ترجمه كرده و سومي‌ (طبيعيات‌) را آغاز كرده بود؛ اسحاق بن پُلقَر ترجمه‌ٴ باب سوم را به پايان رساند.
او رساله‌اي در رد اخترگويي به زبان اسپانيايي و رساله‌ٴ ديگري به عبري در رد كتاب‌ اخترگويي آبنر بورگوسي نوشت‌.
مهم‌ترين تأليف او رساله‌اي است در دفاع از ديانت يهود به‌نام دفاع از شريعت كه در حدود 1330 نوشته است و شامل پنج محاوره‌ٴ جدي است‌، در رد 1) از دين برگشتگان‌، مسيحيان و يهوديان جاهل‌، 2) شكاكان‌، 3) معتقدان به اخترگويي‌، 4) هواداران تفسير تحت‌اللفظي تورات و آنان‌ كه همه چيز را با تمثيل توضيح مي‌دهند، قبّالاييان و باطنيان‌، 5) آنان كه به بقاي روح اعتقادي ندارند.
با داوري در مورد بحثش با آبنر بورگوسي‌، عقايد خود او در مورد بقاي روح جالب است‌، چون به بقاي يك روح كلي معتقد است و نه روح اشخاص‌. پاداش انجام وظيفه همان‌ وظيفه‌شناسي و سزاي گناه همان نفس ارتكابش است‌.
حمله‌ٴ سرسختانه‌ٴ اسحاق به اخترگويي تقريباً در آثار عبري منحصر به‌فرد است‌. در اين زمينه‌ او تنها نويسنده‌ٴ يهودي در سده‌هاي ميانه بود كه توانست با چنان شجاعتي در پي ابن ميمون‌ برود. از اين‌رو مي‌گويم ((تقريباً)) كه نظرم به كتاب معاصر او قالونيموس بن قالونيموس است و احتمال دارد نمونه‌هاي ديگري هم باشد، ولي بي شك سخت انگشت‌شمارند.

3. يهـوديـان شـرقـي‌

خلاصه‌ٴ مطالب را در بخش ششم فصل اول ببينيد.